|
زیر
بارون راه نرفتی تا بفهمی من چی میگم!
تو ند یدی اون نگاه و تا بفهمی از کی میگم !
چشمای اون زیر بارون سر پناه امن من بود!
سایه بون دنج پلکاش ، جای خوب گم شدن بود!
تنها شب مونده وبارون! همه ی سهم من این بود!
تو پرنده بودی، من سرو! ریشه هام توی زمین بود!
اگه اونو دیده بودی، با من این شعر می خوندی!
رو به شب داد می کشیدی: نازنین! چرا نموندی ؟
حالا زیر چتر بارون، بی تو خیس خیس خیسم!
زیر رگبار گلایه دارم از تو می نویسم!
"یغما گلرویی"
|