|
تا تو رفتی همه گفتند : از دل برود هر آنکه از دیده رود ... و در آن هنگام همه بر غصه و ناباوریم خندیدند ... کنون آه تو ای رفته سفر که دگر باز نخواهی برگشت ... کاش می آمدی و می دیدی که در این کلبه هنوز ، یادگار تو به جاست ... و در این تنگ بلور شفاف ، ماهی سرخ تو زنده ست هنوز ... کاش یک لحظه سرود غم و اندوه مرا می خواندی ، که چه ها بر من آواره گذشت ... و بدانی که ... از دل نرود هر آنکه از دیده رود ... ""دکتر شریعتی""
|