تبليغاتX
یک کلام حرف حساب
یک کلام حرف حساب



زیر بارون راه نرفتی تا بفهمی من چی میگم!

تو ند یدی اون نگاه و تا بفهمی از کی میگم !

چشمای اون زیر بارون سر پناه امن من بود!

سایه بون دنج پلکاش ، جای خوب گم شدن بود!

تنها شب مونده وبارون! همه ی سهم من این بود!

تو پرنده بودی، من سرو! ریشه هام توی زمین بود!

اگه اونو دیده بودی، با من این شعر می خوندی!

رو به شب داد می کشیدی: نازنین! چرا نموندی ؟

حالا زیر چتر بارون، بی تو خیس خیس خیسم!

زیر رگبار گلایه دارم از تو می نویسم!

"یغما گلرویی"

|





آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387

پشت پرچین خیال
معرق و مشبک
گامی تا اوج،عشق،هنر
حمید گودرزی
وبلاگ من
گلبرگ عشق (عسل)
سیندرلا
دخترونه
وبلاگ بسازید در ...
خاتون
حرف دل
کوکول
عاشقانه با خدا
سنگ صبور


جدیدترین قالبهای بلاگفا


Free counter and web stats

Designed By ParsTheme